عضویت در کانال عشق ماشین


عضویت در کانال عشق ماشین !

آخرین ارسال های انجمن


عنوانپاسخبازدیدتوسط
081admin

آخرین مطالب

داستان جالب از کتاب فارسی دبستان سال 1324

داستان جالب از کتاب فارسی دبستان سال 1324

يك متن خيلى جالب از كتاب فارسى دبستان سال 1324 ، رو در وصف مقام مادر واسم خیلی جالب به نظر رسید و گفتم شمام بی نصیب نمونین :) و ای کاش اینگونه درسها هیچوقت از کتابامون حذف نمیشدن !

برای خواندن داستان در ادامه ی مطلب با ما همراه باشید . . .

ادامه مطلب...
داستان عاشقانه سپیده و محسن

داستان عاشقانه سپیده و محسن

هوا سرد بود ، سوزناک و بی رحم . اما صورت محسن خیس عرق . عرق ترس،عرق شرم . در ماشین رو باز کرد و پیاده شد .پیر مرد افتاده بود روی آسفالت کف جاده.محسن هنوز باورش نشده بود که با صد و ده کیلومتر سرعت زده به یه پیر مرد…. خیلی دستپاچه بود . قطره های باران هم خیسی صورت ناشی از عرقش رو ، دو چندان کرده بود . سراسیمه پیرمرد نیمه جان رو گذاشت تو ماشین و با نهایت اضطراب راه افتاد…

ادامه داستان...

ادامه مطلب...
آخه من یه دخترم...

آخه من یه دخترم...

🍂 مادرم یک چشم نداشت . در کودکی براثر حادثه یک چشمش را ازدست داده بود . من کلاس سوم دبستان بودم و برادرم کلاس اول . برای من آنقدر قیافه مامان عادی شده بود که در نقاشی‌هایم هم متوجه نقص عضو او نمی‌شدم و همیشه او را با دو چشم نقاشی می‌کردم...

ادامه داستان...

ادامه مطلب...
skinak.ir